تبليغاتX
تپانچه نقد جنجالی و مستند تفکر وهابیت

موضوع سخن ستاره اي از ستارگان هدايت گر!!! وهابيت و سلفي گري ،يعني حضرت! معاوية بن ابي سفيان و ادب اين اسوه قدسي! بود. در کتب و منابع معتبر فرقه نامبرده در باب فضايل بزرگ مردي!! که در دوران خلافت و رهبري امت اسلامي شراب مي نوشيده...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 3:31 بعد از ظهر توسط تپانچه |


موضوع سخن ستاره ای از ستارگان هدایت گر!!! اهل سنت و همچنین وهابیت ،یعنی حضرت! معاویة بن ابی سفیان و ادب این اسوه قدسی! بود .

در کتب و منابع اهل سنت در باب فضایل بزرگ مردی!که در دوران خلافت و رهبری امت اسلامی شراب می نوشیده (مسند امام احمد حنبل ج5/ص347 به نقل از ابن بریده)(1) و خود به انصاف! معترف به غصبی بودن خلافت ابوبکر و عمر رضی الله عنهما!!! بوده و در نامه ای به محمد بن ابی بکر به این حقیقت تلخ و نامشروع بودن آن اذعان می نماید (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید/ج3/ص190/کتاب محمد بن أبی بکر إلی معاویة و جوابه علیه/دار احیاء التراث العربی ،الطبعة الثانیة ،1385هـ -1965م ) ،قلم فرسایی بی شمار و در لسان صادق!سخن وران به نام،سخن سرایی بسیار به چشم می خورد.

شگفتی ما از رنگ کردن گنجشگ!نیست بلکه از این درشگفتیم که این نویسندگان و سرایندگان یاوه سرا! لااقل دست نوشته های بزرگان مذهب خود را تورق ننمودند تا کمی واقع بینانه تر عمل کنند.

ابن تیمیه بزرگ انسانی!از این تبار نامیمون ،درکتاب منهاج السنة/ج3/ص207چنین می نویسد:

«گروهی فضایلی را برای معاویه جعل و احادیثی را از پیامبر–صلی الله علیه و سلم- درباره آن روایت نموده اند ،تماما دروغ است.»(2)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 3:38 قبل از ظهر توسط تپانچه |


به کار گیری عناوین و القاب برای افراد حاکی از جایگاه وی نزد شخص به کار گیرنده است. بعضی القاب بسیار بار معنایی سنگینی داشته و به دوش کشیدن آن شایستگی بالایی می طلبد.چه بسا دیده و شنیده می شود گروهی سر در گریبان! اتهام غلو به شیعیان زده و آنها را غالی نسبت به بزرگان دینشان می دانند! حال چه دلایلی متقنی!! دارند بماند برای فرصت مناسب. شگفت آور است همین آقایان! در مقام سخن سرایی نسبت هایی را به برخی می دهند که چسباندن این بر چسب ،از عهده کسی جز خودشان ساخته نیست و انحصاری کامل ،در ید توانای ایشان ،که تخصص در جعل و تولید خرافات و بدعت ها دارند ،می باشد.

لقب «خلیفه»ی پیامبربودن و در منصب رهبری مسلمین قرار گرفتن ،از همان مناصب و القابی است که بدین راحتی نمی توان افتخارش را شامل حال کسی کرد ؛زیرا که داود صفتی می خواهد تا مخاطب حق شود: «یا داود إنا جعلناک خلیفة فی الأرض فاحکم بین الناس بالحق و لا تتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله...»(ص/26) ؛ای داود ما تو را خلیفه و نماینده ی خود در زمین قرا دادیم درمیان مردم به حق داوری کن و از هوای نفس پیروی منما که تورا از راه خدا منحرف می سازد.

بدیهی است که نمی توان با تولید فضیلت و تراشیدن کمالات ،کسی را به مقام خلیفة اللهی نائل کرد و او را همچون ستاره! (مثل أصحابی کالنجوم...)چراغ راه حق جویان معرفی و مردم را به پیروی و نت برداری از صفحات نورانی!!! دفتر زندگی وی مأمور نموده و اهتدا را در اقتدای به آنان دانست. به عنوان نمونه جناب مستطاب «معاویة بن أبی سفیان» از این قبیل افرادی اند که افتخار خلافت پیامبر نور – صلی الله علیه و آله- و زعامت امور مسلمین بی سرپرست! را برایشان تراشیده اند ،مراد سخن همان شخصیت بی نظیری! است که هنگام ایراد سخن بر فراز منبر وعظ  و خطابه ،محل ارشاد توده مردم به سمت اخلاق و معنویت ،اخراج ریح می کرده و (با عرض معذرت)باد معده رها می کرده است.

زمخشری دانشمند بزرگ اهل سنت می نویسد:«افلتت من معاویة ریح علی المنبر فقال: یا أیها الناس إن الله خلق أبدانا و جعل فیها ارواحا فما تمالک الناس أن تخرج منهم  ،فقام صعصعة بن صوحان فقال:اما بعد فإن خروج الارواح فی المتوضئات سنّة و علی المنایر بدعة و استغفر الله لی و لکم» ؛روزی به هنگام به ایراد سخنرانی روی منبر بادی ... کرد و سپس برای توجیه این کار مؤدبانه ی خود!!! گفت:ای مردم خداوند –عزوجل- بدن ما را آفریده و در آن باد قرار داده و انسان ها نمی توانند از خروج آن جلوگیری کنند! ناگهان یکی از حاضران به نام صعصعة بن صوحان گفت: آری ولی جای این کار در توالت است نه روی منبر ،چون بدعت است. (ربیع الأبرار/ج4/ص172)

ادب ستاره-۲ را در این لینک می توانید مطالعه نمایید.
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 3:34 قبل از ظهر توسط تپانچه |