تبليغاتX
تپانچه نقد جنجالی و مستند تفکر وهابیت

شما که به جای سجده بر زمین و هر آنچه از زمین می روید به شرط آنکه خوراک و پوشاک انسان نباشد، بر فرش و موکت و امثال آن سجده می کنید، آیا از علمایتان پرسیده اید که رسول اکرم بر چه چیزی سجده می کرده است؟...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 0:24 قبل از ظهر توسط تپانچه |

1. پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

2. اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها)

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط تپانچه |

جالب است كه جناب عمر ، حتي در آخرين لحظات عمرش نيز دست از شراب خواري برنمي‌داشت ؛ تا جايي كه در هنگام مرگ نيز درخواست كرد كه برايش شراب بياورند . ابن سعد از علماي بزرگ اهل سنت در كتاب معتبر الطبقات الكبري مي‌نويسد :  عن عبد الله بن عبيد بن عمير أن عمر بن الخطاب لما طعن قال له الناس يا أمير المؤمنين لو شربت شربة فقال أسقوني نبيذا وكان من أحب الشراب إليه قال فخرج النبيذ من جرحه مع صديد الدم .(الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد ، ج 3 ، ص 354 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 44 ، ص 430 و با كمي تفاوت در : السنن الكبرى ، البيهقي ، ج 3 ، ص 113 و فتح الباري ، ابن حجر ، ج 7 ، ص 52 و المصنف ، ابن أبي شيبة الكوفي ، ج 5 ، ص 488 و الاستيعاب ، ابن عبد البر ، ج 3 ، ص 1154 و ده‌ها مصدر ديگر از  مصادر معتبر اهل سنت) ؛ از عبد الله بن عبيد بن عمير (نقل شده است) که هنگامي که عمر بن خطاب ، چاقو خورد ، مردم به او گفتند : اي امير مومنان ، اگر نوشيدني بنوشي (خوب است ) ؛ پس گفت : به من نبيذ دهيد !!! و نبيذ از دوستداشتني ترين نوشيدني ها در نزد وي بود . عبد الله گفت :  نبيذ از زخم وي همراه با لخته هاي خون خارج شد .

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 2:3 بعد از ظهر توسط تپانچه |

"محو نام نبی"

آیا نام گذاری به نام محمد – صلی الله علیه و آله – و یکی از نام های پیامبران ،ممنوع و حرام است؟! پس چرا جناب عمر طی بخشنامه ای به کوفه ،نام گذاری به نام پیامبران را ممنوع اعلام کرد و در مدینه نیز دستور داد هر کس به نام «محمد» است باید آنرا تغییر دهد؟ امام عینی می نویسد: «کان عمر کتب الی أهل الکوفه: لاتسموا أحدا باسم نبی و أمر جماعه بالمدینه بتغییر أسماء أبناء هم المسمین بمحمد – صلی الله علیه و سلم – حتی ذکر له جماعه من الصحابه أنه - صلی الله علیه و سلم – اذن لهم فی ذلک فترکهم.(عمده القاری/ج15/ص39) از طرفی حافظ مزی می گوید:«کانت بنو امیه إذا سمعوا بمولود اسمه علی قتلوه» ؛شیوه بنی امیه بر این بود که نوزادان نامگذاری شده به نام علی را به قتل می رساندند.(تهذیب الکمال/ج13/ص266)

راستی کار بنی امیه در کشتن افراد هم نام علی و کار جناب عمر در ممانعت از نامگذاری به نام محمد مکمل یکدیگر و در بر گیرنده ی یک پیام و گام برداشتن در یک مسیر و برای یک هدف مشترک نیست؟!!

+ نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 3:38 بعد از ظهر توسط تپانچه |

امام ترمذي مي نويسد: «عن عمر: رآني النبي و أنا أبول قائما،فقال:يا عمر! لا تبل قائما...». (سنن ترمذي/ج1/ص18) در سنن ترمذي از كتب بسيار معتبر اهل سنت از عمر بن الخطاب نقل شده كه گفت: ايستاده بول مي كردم كه پيامبر مرا ديد ،پس فرمود: اي عمر! ايستاده بول مكن... .
برخي از بزرگان اهل سنت نيز به توجيه كار وي برخاسته اند و نوشته اند: «البول قائما أحفظ للدبر» ؛ايستاده بول كردن براي حفظ نشيمن بهتر است ،و همو گويد: ثابت شده كه عده اي از صحابه پيامبر اكرم -صلي الله عليه و سلم- از جمله حضرت عمر بن الخطاب ايستاده بول مي كرد. (فتح الباري/ ج1/ص262 - ارشاد الساري/ج1/ص277)
آيا اين عمل جناب خليفه دوم با فرمايش نبوي در تنافي نيست؟!! كه فرمود:«من الجفاء آن يبول الرجل قائما.» ايستاده بول كردن مرد ،روي برتافتن (از شيوه نيكان) و ستم (بر خود) است. (عمدة القاري/ج3/ص135) چگونه مي شود بين عمل خليفه دوم مسلمين! و فرمايش نبوي جمع كرد و بالاخره پيروان سلف صالح (وهابيون)در اين كار از پيامبر اكرم -صلي الله عليه و آله و سلم- پيروي مي كنند يا از سلف صالحي كه پيامبر در باره اش فرمود: «إقتدوا باللذين من بعدي» ؛اقتدا كنيد به دو نفر بعد از من (ابوبكر و عمر). (سنن ترمذي/ج5/ص630)
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 3:26 قبل از ظهر توسط تپانچه |

**خلیفه بین نماز**

در صحيح مسلم يكي از صحاح ششگانه معتبر اهل سنت و سلفيون چنين نقل شده:
عبد الرحمن بن أبزي مي گويد: مردي نزد عمر آمد و گفت جنب شدم و آب نيافتم (تا غسل كنم) پس عمر گفت:« لا تصلّ » ،عمار در آنجا بود رو كرد به عمر بن الخطاب و گفت: أما تذكر يا أمير المؤمنين! إذ أنا و أنت في سرية ،فأجنبنا فلم نجد ماءا ،فأما أنت فلم تصل و أما أنا فتمعكت في التراب و صليت...به ياد داري در نبردي (سريه اي) من و تو ،هر دو جنب شديم و آبي (براي غسل كردن) نيافتيم ،تو كه نماز نخواندي ولي من تيمم نموده و نماز خواندم ... فقال عمر: «اتق الله يا عمار!» عمر گفت: از خدا بترس اي عمار ،عمار گفت: «إن شئت لم أحدث به» اگر تو مي خواهي راجع به اين سخن نمي گويم.(صحيح مسلم/ج1/ص280/ح367/باب التيمم/دار احياء التراث العربي ،بيروت ،تحقيق:محمد فؤاد عبد الباقي)
 
همچنين امام نسائي نيز روايت مي كند:
«كنا عند عمر فأتاه رجل ،فقال:يا اميرالمؤمنين! ربما نمكث الشهر و الشهرين و لا نجد الماء؟ فقال عمر:أما أنا فإذا لم أجد الماء لم أكن لأصلي حتي أجد الماء... .» مردي نزد عمر آمد و گفت: گاهي اوقات يك يا دو ماه آب (براي غسل) نمي يابيم (و نماز نمي خوانيم) ،چه كنيم؟ جانشين پيامبر!!! فرمود: من هم هر وقت آب نيافتم نماز نمي خوانم ،تا آب بيابم... . (سنن نسائي/ج1/ص168)آيا اين عمل مطايق با آيات قرآن است؟!؟
 نا گفته نماند بخاري در صحيحش در جلد اول ص129 باب المتيمم هل ينفخ فيهما؟ همين حديث را آورده ولي سخن عمر را كه مي گويد:«اگر جنب باشم و آب يافت نشود نماز نمي خوانم» را به احترام آبروي جناب خليفه ،حذف كرده تا مبادا متهم به نا آگاهي از احكام اسلام و سبك شمردن نماز و ترك آن شود.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 3:23 قبل از ظهر توسط تپانچه |