
1. پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)
2. اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها)
جالب است كه جناب عمر ، حتي در آخرين لحظات عمرش نيز دست از شراب خواري برنميداشت ؛ تا جايي كه در هنگام مرگ نيز درخواست كرد كه برايش شراب بياورند . ابن سعد از علماي بزرگ اهل سنت در كتاب معتبر الطبقات الكبري مينويسد : عن عبد الله بن عبيد بن عمير أن عمر بن الخطاب لما طعن قال له الناس يا أمير المؤمنين لو شربت شربة فقال أسقوني نبيذا وكان من أحب الشراب إليه قال فخرج النبيذ من جرحه مع صديد الدم .(الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد ، ج 3 ، ص 354 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 44 ، ص 430 و با كمي تفاوت در : السنن الكبرى ، البيهقي ، ج 3 ، ص 113 و فتح الباري ، ابن حجر ، ج 7 ، ص 52 و المصنف ، ابن أبي شيبة الكوفي ، ج 5 ، ص 488 و الاستيعاب ، ابن عبد البر ، ج 3 ، ص 1154 و دهها مصدر ديگر از مصادر معتبر اهل سنت) ؛ از عبد الله بن عبيد بن عمير (نقل شده است) که هنگامي که عمر بن خطاب ، چاقو خورد ، مردم به او گفتند : اي امير مومنان ، اگر نوشيدني بنوشي (خوب است ) ؛ پس گفت : به من نبيذ دهيد !!! و نبيذ از دوستداشتني ترين نوشيدني ها در نزد وي بود . عبد الله گفت : نبيذ از زخم وي همراه با لخته هاي خون خارج شد .

آیا نام گذاری به نام محمد – صلی الله علیه و آله – و یکی از نام های پیامبران ،ممنوع و حرام است؟! پس چرا جناب عمر طی بخشنامه ای به کوفه ،نام گذاری به نام پیامبران را ممنوع اعلام کرد و در مدینه نیز دستور داد هر کس به نام «محمد» است باید آنرا تغییر دهد؟ امام عینی می نویسد: «کان عمر کتب الی أهل الکوفه: لاتسموا أحدا باسم نبی و أمر جماعه بالمدینه بتغییر أسماء أبناء هم المسمین بمحمد – صلی الله علیه و سلم – حتی ذکر له جماعه من الصحابه أنه - صلی الله علیه و سلم – اذن لهم فی ذلک فترکهم.(عمده القاری/ج15/ص39) از طرفی حافظ مزی می گوید:«کانت بنو امیه إذا سمعوا بمولود اسمه علی قتلوه» ؛شیوه بنی امیه بر این بود که نوزادان نامگذاری شده به نام علی را به قتل می رساندند.(تهذیب الکمال/ج13/ص266)
راستی کار بنی امیه در کشتن افراد هم نام علی و کار جناب عمر در ممانعت از نامگذاری به نام محمد مکمل یکدیگر و در بر گیرنده ی یک پیام و گام برداشتن در یک مسیر و برای یک هدف مشترک نیست؟!!

در صحيح مسلم يكي از صحاح ششگانه معتبر اهل سنت و سلفيون چنين نقل شده:
عبد الرحمن بن أبزي مي گويد: مردي نزد عمر آمد و گفت جنب شدم و آب نيافتم (تا غسل كنم) پس عمر گفت:« لا تصلّ » ،عمار در آنجا بود رو كرد به عمر بن الخطاب و گفت: أما تذكر يا أمير المؤمنين! إذ أنا و أنت في سرية ،فأجنبنا فلم نجد ماءا ،فأما أنت فلم تصل و أما أنا فتمعكت في التراب و صليت...به ياد داري در نبردي (سريه اي) من و تو ،هر دو جنب شديم و آبي (براي غسل كردن) نيافتيم ،تو كه نماز نخواندي ولي من تيمم نموده و نماز خواندم ... فقال عمر: «اتق الله يا عمار!» عمر گفت: از خدا بترس اي عمار ،عمار گفت: «إن شئت لم أحدث به» اگر تو مي خواهي راجع به اين سخن نمي گويم.(صحيح مسلم/ج1/ص280/ح367/باب التيمم/دار احياء التراث العربي ،بيروت ،تحقيق:محمد فؤاد عبد الباقي)
همچنين امام نسائي نيز روايت مي كند:
«كنا عند عمر فأتاه رجل ،فقال:يا اميرالمؤمنين! ربما نمكث الشهر و الشهرين و لا نجد الماء؟ فقال عمر:أما أنا فإذا لم أجد الماء لم أكن لأصلي حتي أجد الماء... .» مردي نزد عمر آمد و گفت: گاهي اوقات يك يا دو ماه آب (براي غسل) نمي يابيم (و نماز نمي خوانيم) ،چه كنيم؟ جانشين پيامبر!!! فرمود: من هم هر وقت آب نيافتم نماز نمي خوانم ،تا آب بيابم... . (سنن نسائي/ج1/ص168)آيا اين عمل مطايق با آيات قرآن است؟!؟
نا گفته نماند بخاري در صحيحش در جلد اول ص129 باب المتيمم هل ينفخ فيهما؟ همين حديث را آورده ولي سخن عمر را كه مي گويد:«اگر جنب باشم و آب يافت نشود نماز نمي خوانم» را به احترام آبروي جناب خليفه ،حذف كرده تا مبادا متهم به نا آگاهي از احكام اسلام و سبك شمردن نماز و ترك آن شود.