
1. پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)
2. اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها)

بسياري از بزرگان اهل سنت نوشتهاند كه يازده از مسلمانان در خانه ابوطلحه جمع شدند و شراب نوشيده و مست شدند . يكي از آنها كه خيلي مست شده بود ، شعرهايي در باره كشتگان بدر از كفار سرود . خبر به نبي مكرم اسلام رسيد و آن حضرت با عصبانيت آمد و با چيزي كه در دست داشت ، به شخصي كه شعر خوانده بود (ابوبكر) زد ... . از بين اين ده نفر كه شراب خورده بودند ، اسم 9 نفر آنان مشخص است كه ابن حجر عسقلاني در فتح الباري ، ج10 ، ص30 ، باب نزل تحريم الخمر ، تك تك آنان را نام ميبرد . اسامي اين افراد از اين قرار است :
1. ابو عبيده جراح ؛ 2 . ابو طلحه ، زيد بن سهل (ميزبان مجلس) ؛ 3. سهيل بن بيضاء ؛ 4. ابي بن کعب ؛ 5 . ابو دجانه بن خرشه ؛ 6 . ابو ايوب انصاري ؛ 7 . معاذ بن جبل ؛ 8 . انس بن مالک که در بزم ايشان پياله گرداني مي کرده ؛ 9 . عمر بن الخطاب ؛ 10. نفر آخر شخصي است به نام ابوبكر .
يكي از كارهاي عجيب جناب ابوبكر اين بود كه وي پس از درگذشت رسول خدا صلي الله عليه و آله دستور داد پانصد حديث از احاديث پيامبر اكرم را آتش زدند!!! (1)
حافظ شمس الدين ذهبي روايت کرده است که: ابوبکر بعد از درگذشت پيامبر مردم را جمع کرد و به بهانه اختلاف مردم در مورد احاديث دستور داد چيزي از رسول الله حديث نکنيد و هر کس در اين باره از شما پرسش کرد بگوئيد: کتاب خدا در بين ما و شما موجود است پس حلالش را حلال بدانيد و حرامش را حرام.(تذکره الحفاظ ص3--الاضواء محمود ابوريه ص46)
نيز ذهبي از عايشه روايت ميکند که گفت پدرم ابوبکر تعداد پانصد حديث از پيامبر خدا جمع آوري کرده بود. پس شبي را تا به صبح هم چنان با غلطيدن و ناراحتي کشيدن گذراند و چون صبح گشت گفت: اي دخترم!احاديث را بياور. و چون آن نوشته ها را به نزد او بردم آنها را سوزانيد. گفتم: چرا احاديث را سوزاندي؟ گفت: ترسيدم بميرم و اين احاديث در نزد تو بماند. در حاليکه من به راويان آنها اعتماد نموده و از آنان نقل حديث کرده ام. اما حقيقت آن نبوده که آنان براي من روايت نموده و آنگاه من آنها را نقل نموده باشم. (2)
و امّا نقد دليل ابوبکر براي آتش زدن احاديث !...

جناب ابوبکر ،خلیفه دوم مسلمین ،نایب بر حق!! پیامبر اکرم و الگوی تکامل و تعالی!! همان که ستاره ای از ستارگان بی بدیل! آسمان صحابه محسوبش می کنند ،پيش از مرگش از کارهايش در ايام زندگي، اظهار ندامت و پشيماني ميکرد و به گناهان و جنايات خويش اقرار مي کرد. ابن قتيبه در تاريخ الخلفاء نقل کرده است که ابوبکر ميگفت:"اجل و الله اني لا آسي الا علي ثلاث فعلتهن ليتني کنت ترکتهن، فليتني ترکت بيت علي و في روايه فوددت اني لم اکشف بيت فاطمه عن شيء و ان کانوا قد اعلنوا علي الحرب و ليتني يوم سقيفه بنيساعده کنت ضربت علي يداحد الرجلين ابيعبيده او عمر فکان هو الامير و کنت انا الوزير، و ليتني حين اتيت ذي الفجاءه السلمي اسيرا اني قتلته ذبيحا او اطلقته نجيحا و لم اکن احرقته بالنار."
يعني: آري، به خدا قسم، تاسف نميخورم جز بر سه کاري که انجام دادم و اي کاش انجام نميدادم:
اي کاش خانهي علي را رها ميکردم و در روايتي: اي کاش به خانه فاطمه کاري نداشتم هر چند اعلان جنگ عليه من ميکردند و اي کاش در روز سقيفه، روي دست يکي از آن دو نفر ابوعبيده يا عمر ميزدم که او امير ميشد و من وزيرش ميشدم و اي کاش روزي که ذوالفجاءه سلمي را به اسارت گرفتند و نزد من آوردند او را ميکشتم يا آزاد ميکردم ولي او را با آتش نميسوزاندم.
----------------------
پی نوشت:
عقد الفريد، ج 4 ص 268- تاريخ طبري، ج 3 ص 430- مروج الذهب، ج 2 ص 303. اين روايت ميان اهل سنت بسيار مشهور است و در کتب مختلف ايشان با عبارات متفاوت آمده است. بعضي از اين کتب عبارتند از: ابوعبيد و کتاب الاموال (ابوعبيد) – المعجم الکبير (طبراني) – كتاب كامل (مبرّد) – مختصر تاريخ دمشق (محمد بن مکرم) – تاريخ الاسلام (شمس الدين ذهبي) – مجمع الزوائد (علي بن ابي بکر هيثمي) – لسان الميزان (ابن حجر عسقلاني) – کنزالعمال (متقي هندي)