
کتاب "مظلومیت برترین بانو" - آیت الله سید علی حسینی میلانی-دام ظله- (از مدافعین پر تلاش ولایت اهل البیت علیهم السلام)
أحمد مهدي الياسري
همگان از فتواي بزرگ عالم فاسد مملكت آل سعود، (ابن جبرين وهابي) آگاهند كه تخريب ابنيه و ضريح روي قبور و خصوصاً قبور عترت و آل بيت عليهم السلام را مباح دانسته و مي گويد: "خوب است ، وليكن اگر تاريخ ساخت اين ابنيه و كيفيت بناي آنها قبل و بعد از آنكه با خاك يكسان شود، ذكر گردد، اشكالي ندارد "، ما اين فتوا را يكبار ديگر ذيل اين مقاله منتشر مي كنيم، براي كساني كه از آن اطلاع نيافته اند، و نيز براي كساني كه از اين فتواي سرگشاده ابن جبرين لعين و فرمان ظالمانه اش اطلاع دارند، سند فتواي او سخني از پيامبر(ص) است كه (به زعم ابن جبرين) فرموده:" هيچ تصويري نماند مگر آنكه آن را محو كردم و هيچ قبر برجسته اي، نماند مگر آنكه آن را با خاك يكسان كردم". اين شيخ گمراه ادّعا مي كند هر كس اعتقاد داشته باشد كساني كه در اين قبورند، شهدا و صالحان هستند و نزد خدا جاه و مقام و كرامت دارند يا براي مؤمنان اهل زمين شفاعت مي كنند، جاهل است، در اينجا زير اين عبارت خط مي كشيم كه مي گويد شهدا نزد خدا هيچ جاه و مقامي ندارند، سخني كه در فتواي اين مفتي ديار آل سعود آمده، امري كه نياز به جواب دارد، و ما در اينجا نه از پيش خود و نه بر اساس روايات موجود در اسانيد كتب شيعه، بلكه با با استناد بر آنچه كه در سنّت خود او و كتابهايش و طبعاً كتاب خدا، قرآن، درباره فضيلت شهدا و تكريم منزلت ايشان آمده به او جواب مي دهيم، تا براي اهل سنّت اثبات كنيم كه آنچه اين گمراه منحرف فاسق دور از دين و سنّت رسول مي گويد مخالف سنّتي است كه خودش ادّعاي ايمان به آن را دارد، و قسمتي از فضايل و مقام شهدا در آيات قرآن و كتب اهل سنّت را مي آوريم، حال كه شهداي عامّه مؤمنين چنين مقاماتي دارند، چگونه است منزلت اهل بيت يا منزلت رسول الله صلوات الله عليه و سلامه عليه و علي آله و سلّم؟!
تصویر متن فتوای عبد الله بن عبد الله ابن جبرین در سایت رسمی خودش
يكي از كارهاي عجيب جناب ابوبكر اين بود كه وي پس از درگذشت رسول خدا صلي الله عليه و آله دستور داد پانصد حديث از احاديث پيامبر اكرم را آتش زدند!!! (1)
حافظ شمس الدين ذهبي روايت کرده است که: ابوبکر بعد از درگذشت پيامبر مردم را جمع کرد و به بهانه اختلاف مردم در مورد احاديث دستور داد چيزي از رسول الله حديث نکنيد و هر کس در اين باره از شما پرسش کرد بگوئيد: کتاب خدا در بين ما و شما موجود است پس حلالش را حلال بدانيد و حرامش را حرام.(تذکره الحفاظ ص3--الاضواء محمود ابوريه ص46)
نيز ذهبي از عايشه روايت ميکند که گفت پدرم ابوبکر تعداد پانصد حديث از پيامبر خدا جمع آوري کرده بود. پس شبي را تا به صبح هم چنان با غلطيدن و ناراحتي کشيدن گذراند و چون صبح گشت گفت: اي دخترم!احاديث را بياور. و چون آن نوشته ها را به نزد او بردم آنها را سوزانيد. گفتم: چرا احاديث را سوزاندي؟ گفت: ترسيدم بميرم و اين احاديث در نزد تو بماند. در حاليکه من به راويان آنها اعتماد نموده و از آنان نقل حديث کرده ام. اما حقيقت آن نبوده که آنان براي من روايت نموده و آنگاه من آنها را نقل نموده باشم. (2)
و امّا نقد دليل ابوبکر براي آتش زدن احاديث !...

جناب ابوبکر ،خلیفه دوم مسلمین ،نایب بر حق!! پیامبر اکرم و الگوی تکامل و تعالی!! همان که ستاره ای از ستارگان بی بدیل! آسمان صحابه محسوبش می کنند ،پيش از مرگش از کارهايش در ايام زندگي، اظهار ندامت و پشيماني ميکرد و به گناهان و جنايات خويش اقرار مي کرد. ابن قتيبه در تاريخ الخلفاء نقل کرده است که ابوبکر ميگفت:"اجل و الله اني لا آسي الا علي ثلاث فعلتهن ليتني کنت ترکتهن، فليتني ترکت بيت علي و في روايه فوددت اني لم اکشف بيت فاطمه عن شيء و ان کانوا قد اعلنوا علي الحرب و ليتني يوم سقيفه بنيساعده کنت ضربت علي يداحد الرجلين ابيعبيده او عمر فکان هو الامير و کنت انا الوزير، و ليتني حين اتيت ذي الفجاءه السلمي اسيرا اني قتلته ذبيحا او اطلقته نجيحا و لم اکن احرقته بالنار."
يعني: آري، به خدا قسم، تاسف نميخورم جز بر سه کاري که انجام دادم و اي کاش انجام نميدادم:
اي کاش خانهي علي را رها ميکردم و در روايتي: اي کاش به خانه فاطمه کاري نداشتم هر چند اعلان جنگ عليه من ميکردند و اي کاش در روز سقيفه، روي دست يکي از آن دو نفر ابوعبيده يا عمر ميزدم که او امير ميشد و من وزيرش ميشدم و اي کاش روزي که ذوالفجاءه سلمي را به اسارت گرفتند و نزد من آوردند او را ميکشتم يا آزاد ميکردم ولي او را با آتش نميسوزاندم.
----------------------
پی نوشت:
عقد الفريد، ج 4 ص 268- تاريخ طبري، ج 3 ص 430- مروج الذهب، ج 2 ص 303. اين روايت ميان اهل سنت بسيار مشهور است و در کتب مختلف ايشان با عبارات متفاوت آمده است. بعضي از اين کتب عبارتند از: ابوعبيد و کتاب الاموال (ابوعبيد) – المعجم الکبير (طبراني) – كتاب كامل (مبرّد) – مختصر تاريخ دمشق (محمد بن مکرم) – تاريخ الاسلام (شمس الدين ذهبي) – مجمع الزوائد (علي بن ابي بکر هيثمي) – لسان الميزان (ابن حجر عسقلاني) – کنزالعمال (متقي هندي)
به شهادت تاريخ وسيرهنويسان ، سلاطين وخلفاء مستبدّ هميشه از اين موضوع براى قتل عام ونابودى شيعه استفاده كردهاند همانگونه كه صاحب كتاب «المنتظم » به اين نكته اشاره كرده و مىگويد : حكّام وسردمداران قدرت هر وقت كه مىخواستند فردى شيعى مذهب را تعقيب و دستگير وسپس او را مجازات كنند به جرم فحش وناسزا به أبو بكر وعمر بود ، نه اينكه چون پيرو على ( علیه السلام ) است ، ويا از آن حضرت دفاع كرده است (المنتظم :ج 2 / ص 36 ).
ابن اثير در حوادث سال 407 هـ مىنويسد : در اين سال در تمام شهرهاى آفريقا شيعيان را به جرم سبّ ولعن شيخين ( أبو بكر و عمر ) از بين بردند. (الكامل :ج 9 /ص 110)
سرخسى از فقهاء بزرگ اهل سنّت اين چنين فتوا داده است : هر كس در باره خلفا سخنى بگويد كه در آن طعن و اعتراض باشد ، ملحد و بىدين است و از مسلمانى خارج شده است ، و دواى درد چنين شخصى اگر توبه نكند ، شمشير است (اصول السرخسى/ج2 / ص134)

نوشته ای با نام «ثناء ابن تيمية رحمه الله على أمير المؤمنين علي بن أبي طالب رضي الله عنه و أهل البيت رحمهم الله» توسط شخصی به نام «أبي خليفة علي بن محمد القُضيبي» درسال 1424هـ - 2003م گردآوری و مرتب و با مقدمه ی «شيخ سليمان بن صالح الخراشي» منتشر و توسط برخی از سایت های مبلّغ وهابیت نیز بر صفحات وب قرار داده شد که مولف به دنبال بیان ثناگویی و محبت و تقدیر و تجلیل ابن تیمیه ،بزرگ خاندان سلسله با برکت! وهابیت ،نسبت به علی بن ابیطالب-أرواحنا له الفداء- و اهل بیت-علیهم السلام- و همچنین اعتقاد وی به منزلت والای آن بزرگواران نزد خدای سبحان است ،البته با هدف اعلان : « شيخ الإسلام لم يكن ناصبياً» ؛شیخ الاسلام! ابن تیمیه ناصبی و دشمن اهل بیت پیامبر-صلی الله علیه وآله- نبوده است.
با توکل بر خدای قاهر و استمداد از مولایمان علی بن ابیطالب-أرواحنافداه- ،در سلسه نوشتاری به عباراتی از تألیفات ابن تیمیه ،به ویژه «منهاج السنة» البته «منهاج البدعة» وی که لبریز از انواع بدعت ها و دروغ ها و انکار مسلّمات دین و تکفیر مسلمانان و سخنان پوچ و بی اساس و پر از کینه ورزی و دشمنی با اهل بیت و خاندان وحی است ،اشاره می کنیم تا بطلان ادعای واهی این دروغ پردازان سلف پرست!! به روشنی آشکار گردد.
